کردستان

حالا میخوام تو این پست یه چندتا راه تقلب بهتون معرفی کنم که کف کنین !!!

- یه روز یکی از بچه ها اومده میگه فاطمه تو رو خدا برسون، من اصلا نمیتونم سرمو تکون بدم چه برسه به این که تقلب کنم... من میگم آخه بنده ی خدا نشستی درست جلو معلم بعد میگی برسون؟! جالب اینجاس که من خودمم جلو معلم میشنیم درست تو دیدش

گفتم : این دبیره زرنگه و خودشم زیاد از جاش بلند نمیشه واسه همین نمیتونم برسونم، تو بازوی صندلی هم نمیشه نوشت چون ممکنه پاشه نگا کنه پس یه کاری کن هر سوالی رو که نمیدونی بنویس قسمت جلویی میز خانوم...! بعد  هر سوالی رو که ندونستی از اونجا نیگا کن و بنویس اینطوری بهت شک نمیکنه

اصلا اینطوری خود خانومم پاش گیره،

 بعد الان  امتحان رو داریم میدیم منم برگشتم این دوستمو نیگا میکنم  میبینم که انگار نه انگار...

برگشت خندید ، گفتم راحت باش من خودم موندم میرسونی یا بگم؟

ولی آخر سر یادم افتاد

خوب داوطلبان عزیز یاد گرفتین دیگه...

- آقا ما پارسال یه دبیر داشتیم واقعا ازش میترسیدیم ، بخدا راس میگم تو کلاسش نمیتونستیم پامونو بندازیم رو اون یکی پامون ...! اگه تو کلاسش بهمون میگفت که تقلب کنین باز نمیتونستیم ...!

حالا شما شجاعت رو تماشا کن....!

مایی که نمیتونستیم تو یه امتحان ساده تو کلاسش تقلب کنیم

حالا داریم تو امتحان ترم دوم اونم دفاع تقلب میکنیم ...

مدیرمون هم گفته بود که دفاعتون رو همین سر کلاس امتحان میگیریم

ما پارسال اومدیم کلاس دیدیم تخته کثیفه بعد این الهام جان ما معروف به الی ود بعد الی باجی هم میگفتیم بهش برداشت هر چی سوال سخت دفاع بود رو برگردوند به انگلیسی بعد نوشت رو تخته (اون انگلیسی نه هاااا فقط نوشتاریشو انگلیسی کرد...) بعد تخته پاکنم یه جایی گم و گور کردیم بعد عین بچه ی آدم نشستیم سرجامون انگار نه انگار

دبیرمون اومد کلاس برگشته میگه خب صندلیهاتونم مرتب کردین فقط مبصر پاشو این تخته رو پاک کن  همه رنگشون پرید بعد مبصرمون هم دس پرورده ی خودمون بود دیگه گفت خانوم پاکن نیس

دبیرمون برگشته میگه زنگ اول زبان داشتین؟

میگیم اِ خانوم الان زنگ اوله هااا اینا از شیفت صبح مونده ...!

شانس آوردیم که اون روز حالش زیاد خوب نبود....

بعد حالا دیگه هیچی سر امتحان همه ذل زدن به تخته پلکم نمیزنن

من خودم تو دو تا سوال شک داشتم بعد نیگا کردم دیدم درسته دیگه خیالم راحت شد

خو ب عزیزان دقت کنین این تقلب بین اللملی هستش درصد لو رفتنشم کمه

- یکی از هزاران راه تقلب خودکاره البته نه هر خودکاری این خودکارا هستش که از سک سک در میاد بعد یه کاغذ نواری هم داره ... رو کاغذش میتونین برا تقلب استفاده کنین بعد وقتی بهش نیاز داشتین یواشکی کاغذ رو بکشین بیرون بنویسین بعد وقتی نیاز نداشتین کاغذ غیــــش بفرستسن سر جاش

تو رو خدا نیگا کن به اونم رحم نکردیم اگه اون شرکته بدونه اینطوری وسایلش مورد سوء استفاده قرار میگیره کلا در کارخونه رو تخته میکنه میره پی کارش...

- ولی برا تقلب خداییش نمیشه از ماشین حساب در دار گذشت

به قول یکی از رفقا اگه یکی از سمیه بپرسه رمز موفقیتت چیه ؟میگه فقط ماشین حساب در دار ...

آقا تو اون قسمت داخلی درش هر چی رو که نمیدونی با مداد بنویس

تاکید میکنم با مداد آآآ هم وقتی لو رفتین زود میتونی پاکش کنی،هم اینکه مداد بهتر مینویسه تا خودکار حالا بذارین یه خاطره بگم یه روز سر جلسه امتحان فیزیک من برگه رو دادم رفت ولی چرک نویسمو میخواستم بذارم تو کیفم دیدم یکی میگه پیس پیس برگشتم میگم تو چی موندی؟ میگه سوال 9 ... میگم بنده ی خدا دینی نیس که برات دیکته کنم بگم بنویسی بعد مدادم نمیتونم از کیفم در بیارم بنویسم تو ماشین حساب بهت بدم چون اون دبیرمون کلا مشکوکه به همه چی... کلا هر کاری که میخوای بکنی باید ازش اجازه بگیری

موندم چی کار کنم نکنم تو چرکنویسم دور سول 9 یه خط کشیدم کاغذ رو گذاشتم لای ماشین حساب درش رو بستم بعد یه قیافه ی مظلومانه هم گرفتم میگم خانوم اجازه .. فلانی ماشین حساب میخواد بهش بدم ؟! بعد اون دختره هم یواشکی بهم میگه ماشین حساب میخوام چیکار ؟  میگم شانس آوردم که دبیرمون ماشین حساب اون دختره رو ندید وگرنه وا وی لا

بعد دبیرمونم میگه بده همین که ماشین حسابو بهش میدادم میگم خنگ خدا ماشین حسابتو بذار تو الان لو میریم ... سوال 9 توشه

خو اینم یه راهشه ...

ولی اون طرف باید تیز باشه باید زود ماشین حساب و چرک نویسشو بذاره تو...

- یه دفعه ام یکی از رفقا اومده میگه

همه چی آرومه .... من چقد خوشبختم .... تو به من میگویی .... از چشمات معلومه

گفتم برو ببینم .... من اصلا نمیتونم .... خودت که میبینی ... کجا من گیر کردم

میگه نامرد بگو دیگه ؟!

گفتم کجا میشینی میگه من درست اون گوشه

گفتم اون گوشه ی گوشه که نه کنار سطل آشغال ...  گفت نه سطل رو که میذاریم بیرون درست اون گوشه گوشه میشنم

گفتم این دفعه نمیزاری بیرون

گفت برو بابا از بوش خفه میشم، گفتم تنها راه همینه که تقلب رو بنویس رو کاغذ بعد صاف بذار تو سطل هر وقت احتیاج داشتی از اونجا نیگا کن و بنویس

برگشته میگه دمت گرم اگه بو فاضلابم باشه تحمل میکنم

اینم یه نوعشه خب

- بعد جونم براتون بگه این خودکارای بی رنگم خوبن... همونایی که مینویسی ولی دیده نمیشه بعد باید لیزر بندازی دیده میشه هم خوبه فقط نباید زیاد با اون لیزر ور بری یهو دیدی باتریش تموم شد و همه چی به باد رفت روی دیوار و نیمکت و دست و پا نوشتن هم که جای خود دارد که از مد افتاده و تکراری شده

گوشی و هندزفری هم که میدونین خوبه مخصوصا برا دخترا که مقنعه دارن

ولی تو امتحانای مدرسه اصلا و ابدا اینو بکنین آخه ریسکش خیلی بالاست

برا آقا پسرا هم این راه رو توصیه میکنیم

 

 

- یه راه تقلبم بگم که برا زمستونه ( می بینی چقد پیشرفته ایم دیگه تقلب فصلی هم داریم...! ) حالا جونم براتون بگه آقا ما پارسال یه دبیر دینی داشتیم هر هفته امتحان میگرفت ازمون، اونم یه درس دو درس نبود که هر سری حداقلش چهار درس رو ازمون امتحان میگرفت!!!

بچه ها اومدن میگن سمیه این دفعه بیفتی رو ورقه بخدا میکشیمت باید برسونی ، گفتم به مولا یکی میخواد به خود من برسونه گفتیم چیکار کنیم چیکار نکنیم اومدیم یه کار کردیم کارستون...! پالتوهامونو از صندلیهامون آویزون کردیم باید پالتو یا حالا کاپشنتون حتما کلاه داشته باشه هااا

بعد تقلب رو نوشتیم رو کاغذ حالا اصل کاری اینجاس این کاغذ رو با چسب نواری چسبوندیم به زیر کلاه کاپشن جلویمون ، بعد حالا طرز  استفاده اش اینه وقتی احتیاج داشتی یواشکی کلاه رو میندازی بالا بعد وقتی هم که نیاز نداشتی کلاه میندازی پایین...

گرفتی که چیکار میکنی؟! البته من خودم اینو امتحانش نکردم فقط ایده اش رو دادم که رفقا امتحانش کرده بودن گفتن خوبه به درد میخوره فقط باید با اونی که جلوت میشینه هماهنگ باشی تا یه وقت کلاه کاپشنشو زدی بالا بر نگرده بهت بگه اِ دس نزن بعد دبیر هم ببینه حالتو بگیره!

- یه راه تقلبم هم هس مخصوص امتحانای تستی... فعلا ازش استفاده نکردیم اینو نیگه داشتیم فقط برا کنکور...

حالا چیه این

اگه به یکی گفتی بر فرض سوال 20 کدومه؟! دیگه رفیقتون سه ساعت نگه" بـــــــ" بعد شمام فک کنین داره میگه "پـــــــ" بعد شمام اشتباهی بزنین و  آخر امتحان هم دعواتون بشه که چرا اشتباه گفتی

آدم باید هر نعمتی که خداوند بهش داده به نحو احسنت ازش استفاده کنه با رفیقت هماهنگ میکنی اگه گفتم سوال 20 جوابش اگه الف بود پیشونیتو میخارونی ، اگه ب بود چشماتو میخارونی ، اگه پ بود بینیتو و اگه ت بود چونه رو میخارونی... اینطوری اگه خود رئیس سازمان سنجش هم مراقبت باشه خیال میکنه که بخاطر کنکور وقت نکردی بری حموم بعد خارش گرفتی...

جان من کف کردین...

البته شرمنده میخواستم تصویری یاد بدم که نشد امیدوارم که توضیحاتمون کافی باشه

+ ولی یه چیزی بهتون میگم همیشه یادتون باشه آدم خودش بخونه خیلی بهتر از اینکه تقلب کنه. 

راستی منظور خاصی نداشتم فقط خواستم یه کم بخندیم نظر یادتون نره حتما برام نر بذارین 

این عکسم که گذاشتم واسه بچه هایی که خیلی موقع امتاحانا خودشونونو کشتن تا معدلون خوب بشه ما که حالا ولش کن راضی بودم اما من همیشه کارام حاشیه ش زیده برنامه نودم ازش درس کنن بزم کمه . بای .

 ابتهکنه

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 11:45  توسط فاطمه نادرنژاد   | 

ماه رمضان در کردستان

استقبال از ماه مهمانی خدا در کردستان/ آئین های قدیمی فراموش می شوند
سنندج - خبرگزاری مهر: آغاز ماه مبارک رمضان در هر منطقه و استانی از کشور و سایر ملت های مسلمان دارای آئین های خاصی است و مردم کردستان نیز با برگزاری مراسم های ویژه از این ماه مبارک استقبال می کنند.

به گزارش خبرنگار مهر، ماه رمضان که از راه می رسد، در کردستان ندای مرحبا مرحبا با آهنگ و وزن خاصی در محله ها به گوش می رسد آوازی که فرا رسیدن ماه برکت و رحمت را به مردم شهر خبر می دهد و از بلندگوی مساجد این آواز خوش به گوش می رسد و مردم خبردار می شوند که فردا اولین روز از ماه مبارک رمضان است.

پیش از اذان مغرب مساجد و تکایای استان کردستان پر از صدای دعاهای مذهبی و اشعاری می شوند که نمازگزاران در مدح رسول گرامی اسلام می خوانند و به همین دلیل است که برگزاری مولودی خوانی در ایام ماه مبارک رمضان در مساجد، تکایان و حتی منازل شخصی از اهمیت ویژه ای برخوردار است

این اشعار مذهبی تا پانزدهم ماه رمضان به اوج خود می رسند اما با گذشتن از نیمه ماه رضان، آوازها کم کم تغییر لحن پیدا می کنند و لحن اندوه و حزن می گیرند و مردم خود را آماده خداحافظی از مهمانی خداوند متعال می کنند.

از اینجا به بعد، صحبت از فراق است و خداحافظی با ماه مبارک رمضان در این شب ها اگر در کوچه های کردستان راه بروید، ندای الوداع الوداع با ماه مبارک رمضان گوشتان را پر خواهد کرد.

محمد جعفر یکی از پیرمردهای محله قدیمی 17 شهریور در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در گذشته مردم سنندج روز آخر شعبان خود را بر پشت بام خانه ها می رساندند تا هلال ماه را ببینند بعد از آن، نقاره چی ها که سه یا چهار نفر دهل زن مشهور بودند با سرنا زدن بر یکی از بلندی های وسط شهر و میدان اصلی واقع مردم را با خبر می کردند، نوای مخصوص فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را می زدند و فرا رسیدن این ماه را به اطلاع عموم می رساندند.

وی ادامه داد: بعد از آن نوبت شلیک توپ مخصوصی بود که در آن زمان بر تپه کانی کوزله سنندج قرار داشت با شلیک گلوله از این توپ، مردم شهر می فهمیدند که ماه رمضان آمده است و آنهایی هم که صدای توپ را نشنیده بودند، با دهل و سرنا از رسیدن این ماه خوب با خبر می شدند.

محمد جعفر افزود: بعد از شلیک توپ، آیین های سحری (پاشیو) هر روز موقع سحر در شهر برپا می شد و چون در آن موقع هنوز وسایل ارتباط جمعی گسترش پیدا نکرده بود، مردم به پشت بام می رفتند و با گفتن (پاشیو)، وقت سحری خوردن را خبر می دادند.

حاجیه آمنه یکی از زنان خوش ذوق محله شریف آباد نیز درباره آیین سحری و رنگ و بوی سفره افطار و سحری در کردستان گفت: سر سفره افطار کردها همیشه پنیر ممتاز کوهستان‌هاى کردستان، شیر، عسل، گردوی تازه و انجیر به وفور یافت می شد.

وی ادامه داد: بعد از افطاری و خواندن نماز همگی منتظر خوردن آش دوغ، ترخینه یا آش کردی می شدیم ولی متاسفانه دیگر این روزها غذاهای صنعتی مجالی برای عرض اندام غذاهای محلی در مناطق مختلف کردنشین به ویژه کردستان فراهم نمی کند.

حاجیه آمنه با اشاره به اینکه کردهای کردستان، سفره های ساده و دوست داشتنی شان را با پختن نان های محلی رنگین می کردند، افزود: نان هایی مثل نان برساق و نان تاوه ای حاصل کدبانوگری زنان کرد بود که عطر و بوی خاصی به سفره می داد.

وی افزود: زنان کرد طبق آیین دیرینه شان نوعی نان ویژه و محلی برای شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان می پزند که به آن کولیره می گویند و بعد از پخت، آن را بین همسایگان و اهالی محل تقسیم می کنند که البته هنوز این آئین در بخشی از مناطق استان وجود دارد.

زنان کردستان، برای پخت کولیره آرد، مغز گردو و مقداری روغن را با هم مخلوط کرده و در تنور می گذاشتند در حقیقت کولیره پزی از روز 26 ماه مبارک رمضان و بعد از نماز ظهر شروع می شود و خمیرهای آماده شده، در روز 27 رمضان به تنور می رفتند.

بیشتر خانواده های طبقه متوسط و بالای کردستان این نان را در تعداد زیاد پخی می کردند و میان مردم محل یا افراد نیازمند توزیع می کردند به طوری که در روز 26 و 27 ماه رمضان، تقریبا تمام خانواده های استان کردستان افطاریشان کولیره و ماست بود.

ملا علی امام جمعه مسن و خوش اخلاق محله قدیمی 17 شهریور نیز از خاطرات ماه رمضان حرف زد و گفت: بعد از افطاری و خواندن نماز عشاء، خانواده هایی که وسعشان می رسید، کولیره های زیادی را به مسجد می آوردند و همراه با ماست در میان نمازگزاران توزیع می کردند.

وی ادامه داد: کردها بر اساس یک رسم دیرینه، کولیره های کوچکی می پختند و 5 یا 6 عدد از این کولیره ها را به نخ می کشیدند و در انبار آرد یا برنجشان قرار می دادند به این امید که خیر و برکت ماه رمضان به دارایی آنها برسد به این ترتیب، هر رشته کولیره یک سال در انبار کردها می ماند و سال بعد، با کولیره های جدید جایگزین می شود.

هرچند کم کم با تغیر سبک زندگی و شرایط آن حال و هوای رمضان نیز تغیر کرد و به شکلی ساده و در تنگنایی چهارچوب خانه ای چند نفره در آمد اما خاطرات زنان و مردان قدیمی همچان چون لوحی زیبا و عاری از گرد و غبار بر تاریخ کردستان حک شده است.

وی ادامه داد: با توجه به گرمی هوا باید با مصرف مایعات به میزان کافی در فاصله افطار تا سحری مانع کاهش زیاد آب بدن شویم.

با گذشت زمان شمار زیادی از آئین ها و سنت های مردم کردستان در ماه مبارک رمضان فراموش می شود ولی همچنان مردم با حضور در مساجد و روزه داری آئین های مذهبی این ماه مبارک را برپا می دارند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 11:23  توسط فاطمه نادرنژاد   | 

سلام . منیه مدت نبودم درگیر امتحانات و مدرسه بعدشم تفریح و و.............. بقیه چیزا دباره اومدم تا وبمو را بندازم هر کی اومد نر بده مرسی .
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 11:20  توسط فاطمه نادرنژاد   | 

کردستان با گستردگی ۲۸٬۲۰۳ کیلومتر مربع در غرب ایران قرار دارد. این استان که در دامنه‌ها و دشت‌های پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته است، از شمال به استان‌های آذربایجان غربی و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است. مرکز این استان، شهر سنندج است. استان کردستان براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال ۱۳۷۵ دارای ۸ شهرستان، ۱۲شهر، ۲۱ بخش، ۷۸ دهستان و ۱۷۶۵ آبادی دارای سکنه بوده است. شهرستان‌های این استان عبارتند از: بانه، بیجار، دهگلان٬ دیواندره، سروآباد٬ سقز، سنندج، قروه، کامیاران و مریوان.

IranKurdistan.png

مرکز سنندج
مساحت ۲۸,۲۰۳ کیلومترمربع
جمعیت (1385) ۱,۴۴۰,۱۵۸
تعداد شهرستان‌ها ۸
منطقه زمانی IRST (گرینویچ+۳:۳۰)
-تابستان (دی‌اس‌تی) IRST (گرینویچ+۴:۳۰)
زبان(های) اصلی اکثریت کردی
اقلیت ترکی آذربایجانی و لکی

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 13:30  توسط فاطمه نادرنژاد   | 

موزه ها

عمارت سالار سعید

 ساختمانی تاریخی و محل موزه سنندج است که در شهر سنندج ایران واقع شده‌است.

این موزه در خیابان امام کوچه حبیبی و در بخش برونی عمارت ملا لطف الله شیخ الاسلام قرار دارد و در آن آثار و اشیاء تاریخی کشف شده از استان و سایر نقاط ایران به نمایش گذاشته شده‌است. اروسی موزه سنندج یکی از نمونه‌های اروسی سازی و کار استادکاران سنندجی می‌باشد.

تاریخچه

این عمارت به سفارش«ملا لطف الله شیخ الاسلام» ساخته شده که پس از فوت آن توسط نوادگان او به دو بخش جداگانه تفکیک گردید و به فروش رسید.بخش اندرونی به تملک خانواده «حبیبی» و بخش بیرونی به تملک «عبدالحمید خان سنندجی(سالار سعید)» در آمد که از این رو امروز هر بخش از آن بنای یکپارچه با نام مالکان جدید شناخته میشود. «سالار سعید» بخش بیرونی عمارت را در سال ۱۱۳۶ به اداره فرهنگ واگذار کرد و تا سال ۱۳۵۱ این بخش در اختیار اداره فرهنگ بود و برای مواردی چون دانشسرا، کتابخانه و خانه پیشاهنگان مورد استفاده قرار گرفت. در همین سال از طرف وزارت فرهنگ و هنر وقت جهت تاسیس موزه تملک شد و پس از مرمت و آماده سازی در مهر ماه ۱۳۵۴ با نام «موزه سنندج» افتتاح گردید. بخش اندرونی نیز تا سال ۱۳۷۱ در مالکیت خانواده «حبیبی» بود و در این سال به تملک میراث فرهنگی و گردشگری استان کردستان در آمد.

طراحی عمارت

طراحی این  ساختمان یکی از بناهای تاریخی استان کردستان است که تبدیل به موزه سنندج شده‌است. این عمارت در اواخر دوره ناصر الدین قاجار بنا شده‌است. روش و سبک ساخت آن تحت تاثیر معماری دوره قجر بوده‌است. زیرزمین این عمارت دارای حوضی می‌باشد و دارای سقفی گنبدی شکل است که به طرز زیبایی آزین شده‌است. این بنا از سنگ، آجر و چوب با پشت بام شیروانی ساخته شده‌است. زیباترین و جالبترین قسمت ساختمان، پنجره‌های ارسی بزرگ هال می‌باشند که هفت در دارند و به خودی خود یک شاهکار هنری می‌باشند. (لطفا در مورد عکس قدیمی موزه ومنبع آن توضیح دهید. میراث فرهنگی کردستان)

 

موزه

موزه سنندج که در مرکز شهر سنندج در خیابان امام خمینی واقع شده از جمله این موزه هاست که در مجاورت آن بناهایی چون عمارت آصف وزیری، مسجد جامع و خانه مجتهدی قرار دارد. این موزه از ابتدای تأسیس دارای ۲ بخش باستان‌شناسی و مردم‌شناسی بوده‌است. در بخش باستان‌شناسی آن اشیا دوره‌های مختلف از ماقبل تاریخ تا دوره قاجار نگهداری می‌شود که بخشی از این اشیا متعلق به استان کردستان و برخی متعلق به استان‌های همجوار و برخی دیگر متعلق به استان‌های دیگر یا مکشوفه از قاچاقچیان است. بخش مردم‌شناسی موزه در قبل از انقلاب به صورت نمایشگاه موقت اداره می‌شد و هر چند مدت یک بار اشیای یکی از استان‌های کشور را در این بخش به نمایش می‌گذاشتند، لیکن پس از انقلاب این بخش صرفاً به نمایش آثار مردم‌شناسی کردستان اختصاص داده شد و با تأسیس خانه کرد در سال ۱۳۸۲ اشیای مردم‌شناسی موزه به عمارت آصف وزیری (خانه کرد) منتقل شد و تمام فضای موزه به نمایش اشیای باستان‌شناسی و تاریخی اختصاص یافت.

بخش پیش از تاریخ

این بخش در راهرو ورودی و یکی از اتاق‌های جنب سالن اصلی قرار گرفته‌است. در بخش پیش از تاریخ یک مجموعه ظروف سفالی نگهداری می‌شوند که مکشوفه از مناطق کردستان و بخصوص شهرستان بانه هستند. تعدادی از ظروف نیز مربوط به کنگاور هستند. در میان اشیا این بخش پیه سوزهای مکشوفه از بانه بسیار قابل توجه هستند.

بخش عص‍ر ت‍‍اریخ

اشیا دوران تاریخی عمده‌ترین اشیا موزه را تشکیل می‌دهند. سالن اصلی یکی از اتاق‌های جنب سالن و راهرو خروجی به نمایش این اشیا اختصاص یافته‌است. مهم‌ترین آنها اشیا مکشوفه از تپه زیویه یعنی مهم‌ترین تپه تاریخی استان کردستان است. اشیا تپه زیویه عبارتند از، اشیا طلایی: شامل چند قطعه زیورآلات زنانه، اشیا سفالی، انواع ظروف سفالی به رنگ‌های خاکستری، قرمز و نخودی(که زیباترین آنها تنگ کوچک لعابدار منقوشی است که لعاب آن فیروزه‌ای و سفید و زرد بوده و نقش گل‌های آن به شکل گلچه است) اشیا مفرغی شامل ظروف، انواع تبر، سنجاق‌های تدفینی، سوزن‌های دوخت و حلقه‌ها، اشیایی از جنس استخوان و عاج، شامل قطعات تصاویری از شکار و نبرد نقش‌های اسطوره‌ای، گل‌های رزت، نقوش هندسی و سرپیکان و اشیا سنگی: شامل سردوک‌ها، حلقه‌ها و مهره‌ها. علاوه بر اشیا زیویه مجموعه‌ای از اشیای فلزی و سفالی دیگر شامل انواع سرنیزه، خنجر، حلقه‌های گوناگون، مجسمه‌های کوچک و ظروف سفالی با اشکال مختلف و بعضاً با نقوش کنده یا ترسیم شده به رنگ‌های قرمز، خاکستری، نخودی و همچنین ظروف شیشه‌ای شامل انواع پیاله و عطردان در این بخش وجود دارد که با توجه به توفیقی بودن آنها، محل دقیق کشف شان معلوم نیست، قسمت دیگری از اشیای بخش دوران تاریخی، خمره‌های سفالی هستند که اصطلاحاً به خمره‌های تدفینی مشهورند. این خمره‌ها به علت حجم بزرگشان در فضای باز موزه نگهداری می‌شوند و تعدادی از آنها که کوچک تر هستند در فضای داخلی موزه قرار داده شده‌اند. آخرین اشیای این بخش اشیایی هستند که از حفاری‌های غار کرفتو به دست آمده‌اند و بعضاً قابل مقایسه با اشیای زیویه هستند.

بخش دوران اسلام‍‍ی

اشیای این بخش به ۲ قسمت سفالی و فلزی تقسیم شده‌اند. در سالن سفال اشیای زیبایی از هنر سفالگری هنرمندان دوره اسلامی نگهداری می‌شود این اشیا که عبارتند از تنگ، کاسه، قدح، بشقاب و مجسمه و ریتون که به طرز استادانه‌ای ساخته شده و با لعاب و نقوش و خطوط تزئین یافته‌اند بخش بسیار کمی از این اشیا متعلق به کردستان است و بیشتر آنها مربوط به نقاط دیگر کشور و مخصوصاً ری، کاشان و نیشابور هستند. در قسمت اشیای فلزی انواع کاسه و بادیه تنگ، سینی، سنگابه، دیگچه و انواع پیه سوز نگهداری می‌شود.

بخش نمایش موقت

این بخش در حقیقت زیرزمین ساختمان یا همان حوض خانه‌است و اکنون به نمایش هنری خارجی اختصاص یافته و از اشیای مهم این بخش می‌توان به مجسمه‌های برنزی و ظروف شیشه‌ای اشاره کرد. اشیای این بخش برحسب برنامه‌های موزه تعویض می‌شوند. علاوه بر بخش‌های عنوان شده و اشیای آن، تعدادی سنگ نوشته که عبارتند از کتیبه‌ها و سنگ قبرها در فضای باز نگهداری می‌شوند.

منابع

سلام مهربان.خوش آمدی

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 13:2  توسط فاطمه نادرنژاد   | 

مساجد استان كردستان

مساجد استان كردستان

 

معرفی مساجد استان كردستان

مسجد آویهنگ

این مسجد در مركز روستای " آویهنگ" در دهستان " ژاوه رود" غربی از بخش " كلاترزان" شهرستان سنندج واقع شده است.

مسجد آویهنگ شبستانی است كه در دو طبقه شكل گرفته است و تنها از نظر تعداد ستون های چوبی با مسجد رشید قلعه بیگی و میرزا فرج الله تفاوت دارد. (در هر دو ، شبستان در پشت بام قرار گرفته است.)

مسجد دارای دو بخش است؛ یكی بخش قدیمی و بخش دیگر كه الحاقی است. بخش قدیمی یا همان طبقه نخست، شامل یك شبستان با محوطه مستطیل شكل، حوض خانه و یك اتاق ورودی است. بخش الحاقی در طبقه بالا، افزون بر یك شبستان مشابه طبقه همكف، دارای غسالخانه و یك اتاق است.

ویژگی بارز تزیینات بنا، استفاده از قوس های نیم دایره متداول عصر قاجاریه است. سر ستون های چوبی با آیات قرآنی، تاریخ ساخت و نام خلفای مذهب اهل تسنن زینت یافته است.

مسجد جامع تورجان

" تورجان" یكی از روستاهای شهرستان سقز و مركز دهستان تورجان است كه در20 كیلومتری غرب مسیر سقز- بوكان قرار دارد. مسجد قدیمی در داخل روستای تورجان قرار دارد و از نظر معماری در زمره مساجد سبك بومی منطقه كردستان است.

بنای این مسجد دارای یك شبستان اصلی با شش ستون در دو ردیف سه تایی است.

در ضلع غربی شبستان محوطه ای وجود دارد، كه ایوانی ستون دار رو به سمت جنوب در آن مشاهده می شود. در ضلع جنوبی شبستان سه ستون چوبی تعبیه شده است. مسجد روی یك صفه سنگ چین شده، ساخته شده است. در مقابل ایوان جنوبی، بقایای حوض آبی وجود دارد كه تمامی از سنگ تراشیده شده است.عمده مصالح این مسجد از سنگ، خشت و آجر است. در سقف نیز تیرهای چوبی به كار رفته است. در ورودی اصلی و قدیمی مسجد با دخل و تصرف های جدید در بنا مسدود ، و این امر موجب شد تا ورودی دیگری در ضلع غربی ایجاد شود. در بالای این ورودی سنگ نبشته ای دیده می شود كه زمان ساخت مسجد را در تاریخ 1258هـ. ق نشان می دهد. روی این كتیبه سنگی افزون بر تاریخ ساخت و مرمت مسجد، ابیاتی نیز حك شده است.

معماری این مسجد و سابقه تاریخی و فرهنگی روستای تورجان از اهمیت خاصی برخوردار است.

مسجد خسرو آباد گروس

این بنا در روستای " خسرو آباد"، در 45 كیلومتری شرق بیجار واقع است. بنای مسجد به دوران قاجار تعلق دارد و با توجه به نام مسجد، احتمال دارد توسط "خسروخان اردلان" ساخته شده باشد.

این مسجد دارای شبستانی است كه با شش ستون مدور قطور آجری و پانزده گنبد مسقف شده است. این بنا شامل مصلای تابستان در ضلع شمالی، ایوان جنوبی و حجره هایی برای استراحت طلاب و خادمین است.

از عمده تزیینات مسجد می توان به آجر كاری و طرح های گوناگون در بخش های داخلی و خارجی آن اشاره كرد. چشمه ی جوشان و پر آبی كه نزدیك مسجد وجود دارد از گذشته های دور در آب نمای حیاط مسجد جریان داشته است.

این مسجد نیز به سبك مساجد خاص كردستان ساخته شده و ویژگی آن یك ایوان جنوبی، شبستان ستون دار در پشت آن و یك حیاط ، مقابل آن است. این مسجد كه متأثر از معماری مسجد جامع سنندج است، از بناهای ارزشمند استان به شمارمی رود.

مسجد خورشید لقا خانم

این مسجد كه در مجاورت عمارت "مشیر دیوان" سنندج قرار دارد، به سبك مسجدهای شبستانی منطقه كردستان است؛ یعنی دارای یك حیاط با آب نما در ضلع جنوبی است كه ایوان ستون دار و شبستانی با چهار ستون چوبی در ضلع شمالی آن قرار دارد. بنا دریك طبقه ساخته شده و در طرفین شبستان اصلی، راهرو با قوس های نیم دایره و راه پله مشاهده می شود.

از ویژگی های بارز ساختمان، وجود درهای چوبی با كتیبه چوبی اسلیمی در مدخل های ورودی آن است. در ضلع جنوبی تعدادی حجره قرار دارد كه به سمت كوچه مشیر باز می شد و در گذشته به عنوان مغازه مورد استفاده بود.

وجه تسمیه این مسجد به نام بانی آن یعنی" خورشید لقا خانم" باز می گردد، كه دستور ساخت آن را داد. از آنجا كه در گذشته خانم ها كمتر امكان مشرف شدن به مكه معظمه را داشتند، هزینه سفر خانه خدا را صرف ساختن مساجد می كردند.

مسجد دارالاحسان جامع

این مسجد در ضلع شمالی خیابان " امام خمینی" سنندج قرار دارد. براساس كتیبه های موجود، بنای مسجد در سال 1227 هـ. ق توسط " امان الله خان اردلان " والی كردستان ساخته شد. این بنا شامل دو ایوان شرقی و جنوبی، گل دسته های بالای ایون شرقی، صحن مركزی، 12 حجره در اطراف، شبستان ستون دار با 24 ستون سنگی مارپیچ و... است. این مسجد را می توان مسجد – مدرسه دانست؛ زیرا بخشی از آن به حجره های طلاب علوم دینی اختصاص دارد و بخش جنوبی آن صحن اصلی مسجد است. این بنا دارای تزیینات كاشی كاری هفت رنگ مینایی فوق العاده پر كار و ظریف، ازاره های ( آن قسمت از دیوار اتاق و یا ایوان كه  از كف طاقچه تا روی زمین بود ) مرمرین، آجركاری لعاب دار ، حوض سنگی و فواره های زیبا و همچنین ستون هایی با تزیینات طنابی است.

از عمده تزیینات بنا، نگارش آیات قرآنی در قسمت های گوناگون مسجد است؛ چنان كه دوثلث قرآن مجید در این بنا نگارش شده است. این مسجد در گذشته یكی از مهم ترین دارالعلم های دینی بوده و بسیاری از علما در این دارالعلم به كسب علوم مختلف پرداخته اند. مسجد دارالاحسان، یكی از ارزشمندترین مساجد استان كردستان از نظر معماری و تزیینات معماری است.

مسجد دارالامان ( مسجد والی)

مسجد" دارالامان " در خیابان فردوسی شهر سنندج قرار دارد. این مسجد در دوران حكومت قاجار و توسط " غلام شاه خان" فرزند "امان الله خان اردلان" در ضلع شرقی قلعه حكومتی شهر ساخته شد. مسجد دارای صحنی زیبا و ایوان بزرگی است كه در پشت آن شبستان وسیعی قرار دارد و از نظر معماری با مسجد دارالاحسان سنندج قابل مقایسه است. این بنا هم ابتدا به صورت مسجد – مدرسه بود، كه با احداث خیابان فردوسی ، بخش مدرسه ی آن از بین رفت. مسجد دارالامان یك ایوانی است و سبك معماری دوره قاجاریه در ساخت آن كاملاً رعایت شده است.

مسجد دو مناره

این مسجد در خیابان امام خمینی، در بافت قدیمی سقز واقع است. تاریخ دقیق ساخت مسجد مشخص نیست، ولی از آنجا كه اهالی محلی ساخت آن را به " شیخ حسن مولانا آباد" نسبت می دهند، احتمال دارد دراواخر دوره افشاریه و اوایل زند یه ساخته شده باشد.

مسجد دارای شبستانی با چهار ستون قطور چوبی به نشانه چهار خلیفه اهل سنت است. در ضلع جنوب غربی، ایوان ستون دار ( مصلا ی تابستانی) ساخته شده كه فرم مخصوص مساجد منطقه كردستان را تداعی می كند. بالای مسجد، دو مناره رفیع و بلند قرار دارد و به همین دلیل به مسجد " دومناره" شهرت دارد. مصالح به كار رفته در بنای این مسجد شامل خشت خام، ملات گل، سنگ های لاشه، چوب و... است. در تزیینات مناره از كاشی  و آجركاری استفاده شده است.

احتمالاً حوض خانه ی مسجد كه گنبدی بر فراز آن قرار دارد و محل وضوی نمازگزاران است، قدیمی تر از مسجد كنونی و متعلق به دوران صفویه است.

در دیوارهای مسجد از كاشی های صابونكی با طرح سرو ( درخت زندگی)، كار استاد علی اصفهانی برای تزیین استفاده شده است. به نظرمی رسد كه این استاد اصفهانی چند سالی در سقز سكونت داشته است.

منبع: کتاب میراث فرهنگی استان کردستان
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 12:52  توسط فاطمه نادرنژاد   | 

دشت های استان

پوشش های گياهی، مخصوصا مناطق جنگلی يکی از مهمترين و زيباترين جلوه های طبيعی و يکی از جاذبه های توريستی در هر منطقه بشمار می رود. جنگلهای کردستان قسمتی از جنگلهای قسمت غربی کشور را تشکيل می دهند که از نظر اهميت پس از جنگلهای شمال در مقام دوم قرار دارند. جنگلهای کردستان در حدود 320000 هکتار می باشند. مهمترين قسمت اين جنگلها در قسمت غربی استان و از شمال بطرف جنوب کشيده شده است. بانه و مريوان عضو اين مناطق جنگلی می باشند. درختان مشهور جنگلهای بانه و مريوان عبارتند از: درخت سقز فارسی، بلوط، گردو، گلابی، سيب، آلبا لو، بيد و درختان متعدد ديگری که در کنار رودخانه ها جلوه گر هستند. اين مناطق در فصول سبز سال جلوه بسيار زيبايی دارند. بنابرئين از توانايی خوبی برای جذب توريست برخوردارند.


دشتهای بانه

در محدوده شهرستان بانه دو دشت با نامهای تال و شوی وجود دارند. دشت تال 1800 هکتار می باشد و منطقه شوی 2000 هکتار است. از زمانهای قبل رودخانه های سيد سارم و زاريوان به رودخانه گالوی ملحق می شد. در دشت شوی، رودخانه های شوی و نجو نيز به رودخانه گالوی می ريزند. در اين منطقه تنوع زيادی وجود دارد و در خلال بهار و تابستان پوشش گياهی سبزی را به خود می گيرد و در پاييز دارای جلوه بسيار زيبايی است.


جنگلهای اطراف بانه

منطقه جنگلی بانه حدود 50000 هکتار می باشد. دامنه غربی گردنه خان به عنوان مرز شرقی جنگلهای حومه شهر بانه به حساب می آيد. از اين منطقه به طرف غرب درختها، همانند جنگلهای مريوان، سبز و پرپشت می باشند.


دشت دهگلان

وسعت اين دشت 62700 هکتار می باشد و ارتفاع آن از سطح دريا 1800 متر است. خاک اين دشت بسيار حاصلخيز بوده و دارای پوشش گياهی قابل توجهی است. در بهار اين منطقه جلوه زيبايی به خود می گيرد.


دشت کامياران

اين دشت در حومه شهر کامياران واقع است و به دو قسمت تقسيم می شود. قسمت جنوبی که در استان کرمانشاه واقع است و قسمت شمالی که در روستای چقابراله (10 کيلومتری شمال مريوان) می باشد. وسعت اين دشت 17370 هکتار است، ارتفاع آن از سطح دريا 1400 متر می باشد و اين دشت يکی از زيباترين و جذابترين دشتها از نظر پوشش گياهی در استان می باشد.


جنگلهای مريوان

جنگلهای منطقه مريوان که در حدود 185000 هکتار می باشد و از گاران گورجه تا انتهای غربی روستای شيخ عطار ادامه پيدا می کند. دشت مرتفع غربی کوههای زاگرس باعث متراکم کردن ابرهای باران زای مديترانه ای می شود و لذا شرايط بسيار خوبی را برای توليد پوشش جنگلی در اين منطقه فراهم آورده است.


دشت قروه

وسعت اين دشت 58400 هکتار می باشد و ارتفاع آن از سطح دريا 1800 متر است. اين دشت در حومه شهر قروه واقع است و رودخانه چم شور در اين منطقه جاری است.


جنگلهای اطراف سنندج

وسعت اين منطقه جنگلی در حدود 78000 هکتار است و در غرب کامياران و جنوب سنندج واقع است.


دشتهای سقز

در محدوده حومه شهر سقز دشتهای متعددی وجود دارد که مهمترين آنها صاحب، قلا کن، لی گرمی و کول تپه می باشند. وسعت پوشش اين منطقه حدود 700 هکتار می باشد و 1650 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. تعدادی از اين دشتها در فصلهای تابستان و بهار سرسبز و پر از گلهای وحشی می شوند و محيط بسيار جذابی را پديد می آورند.


جنگلهای اطراف سقز

وسعت جنگلهای سقز در حدود 7000 هکتار است. اين منطقه در ميان بوکان و سقز در دامنه پر شيب شمالی-جنوبی اين مسير واقع است. اين منطقه جايگاه خوبی برای توليد درختان زود رشد می باشد که منظره بسيار جذاب و زيبايی را بوجود می آورند.


ديگر دشتها

ديگر دشتهای استان کردستان عبارتند از: دشت کامسان با وسعت 1500 هکتار، دشت امير آباد با وسعت 6000 هکتار در حومه شهر کامياران، دشت بيجار با وسعت 53000 هکتار در شهر بيجار.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 11:44  توسط فاطمه نادرنژاد   | 

رود های استان

خورخوره

 نام رودخانه‌ای است در شمال غربی ایران واقع در استان کردستان. این رودخانه از فلات اوباتو و شمال کوه «چهل‌چشمه‌» سرچشمه گرفته و از جنوب به شمال، به موازات حاشیه شرقی رودخانه زرینه‌رود جاری است‌. این رودخانه در آبادی «گودرز» به زرینه رود می‌پیوندد و به دریاچه ارومیه جاری می‌شود. این رودخانه در دوره ایلخانی (مغولان) «نغتو» خوانده می‌شد .

سلام مهربان.خوش آمدی

سیروان

 مهم‌ترین و معروفترین رودخانه ناحیه هورامان در کردستان است و مسیر نسبتاً طولانی و پرپیچ‌وخمی دارد. این رودخانه در بخش غربی و شمال غربی اورامان قرار گرفته‌است و منطقه اورامان را به دو بخش تقسیم نموده‌است.

این رودخانه از بخش رزاب و مریوان در کردستان سرچشمه گرفته و پس از عبور از شمال غربی اورامانات، دوآب و شمال هرتا، رودخانه‌های ژاد رود، قشلاق رود، لیله، لوشه، زمکان، دشت حر به آن پیوسته و سپس وارد کشور عراق می‌شود.

سیروان را آب سیروان نیز می‌نامند. آب سیروان از به هم پیوستن دو رودخانه قشلاق و گاوه‌رود پدید می‌آید. سیروان پس از طی مسیری در میان دره کوه‌های کوچک‌خرمال، شاهو، و سالان وارد کردستان عراق شده و به دریاچه سد دربند خان می‌ریزد.

در زبان فارسی، این رود پس از سد دربند خان نام رود دیاله به خود می‌گیرد .

نام سیروان در قدیم شیروان بوده‌است.

سلام مهربان.خوش آمدی

سیروان

مهم‌ترین و معروفترین رودخانه ناحیه هورامان در کردستان است و مسیر نسبتاً طولانی و پرپیچ‌وخمی دارد. این رودخانه در بخش غربی و شمال غربی اورامان قرار گرفته‌است و منطقه اورامان را به دو بخش تقسیم نموده‌است.

این رودخانه از بخش رزاب و مریوان در کردستان سرچشمه گرفته و پس از عبور از شمال غربی اورامانات، دوآب و شمال هرتا، رودخانه‌های ژاد رود، قشلاق رود، لیله، لوشه، زمکان، دشت حر به آن پیوسته و سپس وارد کشور عراق می‌شود.

سیروان را آب سیروان نیز می‌نامند. آب سیروان از به هم پیوستن دو رودخانه قشلاق و گاوه‌رود پدید می‌آید. سیروان پس از طی مسیری در میان دره کوه‌های کوچک‌خرمال، شاهو، و سالان وارد کردستان عراق شده و به دریاچه سد دربند خان می‌ریزد.

در زبان فارسی، این رود پس از سد دربند خان نام رود دیاله به خود می‌گیرد  .

نام سیروان در قدیم شیروان بوده‌است.

سمینه رود

رودخانه سیمینه‌رود در استان آذربایجان غربی و شهر میاندوآب ایران قرار دارد. رودخانهٔ سیمینه‌رود از کوهستان‌های منطقهٔ مهاباد و سقز و بانه و کردستان عراق سرچشمه گرفته و پس از عبور از وسط شهر بوکان و اطراف شهر میاندوآب به دریاچه ارومیه می‌ریزد.

مغول‌ها در زمان چیرگی خود بر ایران نام شماری از رودها و شهرها را عوض کرده و بر آن‌ها نام‌های مغولی نهادند از جمله برای سیمینه‌رود نام مغولی تاتائو و برای زرینه‌رود نام مغولی جَخَتو را قرار دادند. امروزه در گویش‌های کردی و ترکی آذربایجانی محل، این رود را تاتائو نیز می‌نامند.

قزل اوزون

«قزل اوزن» نامی است ترکی و از دو جزء «قزل» به معنای «سرخ» یا «طلا»، و «اوزن» به معنای «شناور» تشکیل شده است. معنای دقیق آن روشن نیست و گمان زده شده است که به معنای «رودی که در آن طلا شناور است»، یا «رودی که به رنگ سرخ شناور است» و حتی «رودی که در آن ماهی قزل آلا شناور است» گفته شده است.

نام تاریخی این رود در منابع یونان باستان آماردوس (به نام قوم آمارد) بوده است. در منابع اسلامی آن را نهرالابیض (=سپیدرود) خوانده‌اند و در سده‌های میانه تمام این رود به نام سپیدرود یا سفیدرود معروف بود ولی بعدها فقط به بخشی از آن که از منجیل تا دریای خزر فراردارد سفیدرود می‌گفتند. فرهنگستان ایران نام سفیدرود را برای تمام این رود مقرر کرد ولی اکنون از سرچشمه تا منجیل به آن قزل اوزن می‌گویند.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 11:37  توسط فاطمه نادرنژاد   | 

وضعيت اجتماعى و اقتصادى استان

 
 

  وضعيت اجتماعى و اقتصادى استان
طبق نتايج سرشمارى عمومى نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵، جمعيت استان کردستان ۳۸۳‚۳۴۶‚۱ نفر بوده است که از اين تعداد ۵۲/۴۲ درصد در نقاط شهرى و ۴۷/۵۸ درصد در نقاط روستايى سکونت داشته‌اند. از جمعيت فوق، ۱۶۵‚۶۸۵ نفر مرد و ۲۱۸‚۶۶۱ نفر زن بوده‌اند. در اين استان در مقابل هر ۱۰۰ نفر زن، ۱۰۴ نفر مرد وجود داشته است. از جمعيت اين استان ۴۲/۷۶ درصد در گروه سنى کمتر از ۱۵ ساله، ۵۳/۶ درصد در گروه سنى ۶۴-۱۵ ساله و ۴/۱۸ درصد در گروه سنى ۶۵ ساله و بيشتر قرار داشته‌اند و سن بقيه افراد نيز نامشخص بوده است.
در سال مذکور، از جمعيت استان ۹۹/۹۰ درصد را مسلمانان تشکيل مى‌داده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۹۹/۸۶ درصد و در نقاط روستايى ۹۹/۹۴ درصد بوده است.
در فاصله سال‌هاى ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵، ۹۰۹‚۲۴۳ نفر به استان وارد و يا در داخل آن استان جابجا شد‌ه‌اند. مقايسه محل اقامت قبلى مهاجران با محلى که در آن سرشمارى شده‌اند، نشان مى‌دهد که ۴۷/۰۹ درصد از مهاجران از روستا به شهر، ۲۵/۴۱ درصد از شهر به شهر، ۱۰/۹۳ درصد از روستا به روستا و ۱۲/۴۲ درصد از شهر به روستا در طى ۱۰ سال قبل از سرشمارى آبان ۱۳۷۵ مهاجرت کرده‌اند. بيشترين تعداد مهاجران وارد شده و يا جابجا شده در نقاط شهرى مربوط به ۸ سال قبل از سرشمارى در حدود ۲۲/۶۰ درصد و براى نقاط روستايى مربوط به کمتر از يکسال قبل از سرشمارى حدود ۲۰/۲۵ درصد بوده است.
در آبان ماه همان سال، از جمعيت ۶ ساله و بيشتر استان، بيش از ۶۸ درصد باسواد بوده‌اند. نسبت باسوادى در گروه سنى ۱۴-۶ ساله ۹۱/۵۹ درصد و در گروه سنى ۱۵ ساله و بيشتر ۵۶/۸۹ درصد بوده است. در بين افراد لازم‌التعليم (۱۴-۶ ساله)، ‌ نسبت باسوادى در نقاط شهرى ۹۵/۸۸ درصد و در نقاط روستايى ۸۷/۰۷ درصد بوده است. در اين سال نسبت باسوادى استان در بين مردان ۷۸/۷۹ درصد و در بين زنان ۵۷/۴۱ درصد بوده است. اين نسبت در نقاط شهرى براى مردان و زنان به ترتيب ۸۵/۲۱ درصد و ۶۷/۸۱ درصد و در نقاط روستايى ۷۱/۱۸ درصد و ۴۵/۹۶ درصد بوده است. در همان سال از جمعيت استان، ۸۷/۷۶ درصد از کودکان، ۷۱/۴۷ درصد از نوجوانان و ۷۶/۲۶ درصد از جوانان به تحصيل اشتغال داشته‌اند.
در آبان‌ماه ۱۳۷۵، در اين استان، ‌ افراد شاغل و افراد بيکار (جوياى کار) در مجموع ۳۶/۹۵ درصد از جمعيت ده ساله و بيشتر را تشکيل مى‌داده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۳۴/۳۲ درصد و در نقاط روستايى ۴۰/۰۴ درصد بوده است. از جمعيت فعال اين استان، ۸۹/۲۵ درصد را مردان و ۱۰/۷۵ درصد را زنان تشکيل مى‌داده‌اند. بيشترين ميزان فعاليت، مربوط به گروه سنى ۴۴-۴۰ ساله با ۵۳/۸۲ درصد و کمترين ميزان مربوط به گروه سنى ۱۴-۱۰ ساله با ۷/۳۸ درصد بوده است. بالاترين ميزان فعاليت براى مردان مربوط به گروه سنى ۳۹-۳۵ ساله با ۹۷/۲۴ درصد و براى زنان مربوط به گروه سنى ۲۴-۲۰ ساله با ۱۲/۶۵ درصد است.
در سال مذکور، از شاغلان ده ساله و بيشتر استان، ۳۷ درصد در گروه عمدهٔ کشاورزى، ۲۸/۹۴ درصد در گروه عمدهٔ صنعت ۳۸/۰۲ درصد در گروه عمدهٔ خدمات و ۱/۰۴ درصد اظهار نشده گزارش شده‌اند. اين نسبت‌ها در نقاط شهرى به ترتيب ۴/۳۵ درصد، ۳۲/۰۳ درصد، ۶۲/۳۳ درصد و ۱/۲۸ درصد و در نقاط روستايى به ترتيب ۵۹/۲۱ درصد، ۲۵/۹۰ درصد، ۱۴/۱۰ درصد و ۰/۷۹ درصد گزارش شده است.
در ترکيب اجتماعى استان کردستان جامعهٔ عشايرى جايگاه ويژه‌اى دارد. عشاير اين استان از طوايف قديمى کرد ايران هستند که با زبان کردى سخن مى‌گويند و اکثريت آنان اسکان يافته‌اند و عمدتاً به دامپرورى مى‌پردازند.
عشاير کردستان بيشتر در مناطق بانه، ‌ سقز، مريوان، ديواندره، سنندج و اورامانات که کوهستان‌هاى بلند و دره‌هاى عميق دارد به سر مى‌برند. کوچ اين طوايف، کوتاه و محدود است و غالباً در کوهپايه‌هاى محل زندگى خود رمه‌گردانى مى‌کنند. اکثريت عشاير کردستان به زندگى کشاورزى و دامدارى اشتغال دارند و بخشى از آن‌ها نيمه کوچنده هستند و در داخل استان و حواشى نقاط مرزى جابه‌جا مى‌شوند. مهم‌ترين ايلات کردستان عبارتند از: شيخ اسماعيلى، دراجى، سورسورى، لک، ‌ کوماسى، گلباغى، منمى و قال قالي.
استان کردستان از لحاظ اقتصاد کشاورزى از مناطق قابل توجه و از لحاظ دامپرورى يکى از قطب‌هاى اساسى دامدارى کشور است. توليدات کشاورزى اين استان را به ترتيب اهميت، گندم، ‌ جو و حبوبات تشکيل مى‌دهد و با توجه به شرايط طبيعى، فعاليت‌هاى کشاورزى آن به شکل ديمى و آبى صورت مى‌پذيرد. از ميان دام‌‌ها، ‌ گوسفند و بره بيش‌ترين اهميت و تعداد را دارد. از ديگر فعاليت‌هايى که در اين استان انجام مى‌گيرد، ‌ پرورش زنبور عسل است که در کردستان از رونق بسزايى برخوردار است.
فعاليت‌هاى صنعتى استان کردستان در مقايسه با ساير استان‌‌هاى کشور بسيار محدود است و از مناطق توسعه نيافتهٔ صنعتى کشور به شمار مى‌رود. صنايع استان کردستان به دو گروه ماشينى و دستى تقسيم مى‌شوند:
- صنايع ماشينى: استان مشتمل بر گروه‌هاى صنايع کانى غيرفلزى، شيميايى، سلولزى، نساجى و چرم، ‌ غذايى، برق و الکترونيک مى‌باشند.
- صنايع دستى: استان بسيار متنوع‌اند و قدمتى ديرينه دارند. در حال حاضر در نقاط شهرى و روستايى کردستان عده کثيرى به توليد محصولات گوناگون دستى که هم مصرف خانگى و هم ارزش تجارى دارند مشغول هستند. اهم اين صنايع دستى عبارتند از : فرشبافى، گليم‌‌بافى، نساجى، نازک‌کارى چوب، گيوه‌دوزى، خراطى، سوزن‌دوزى، قلاب‌دوزى، پولک‌دوزى، ‌ منجوق‌دوزى و ساخت زينت‌آلات محلى.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 9:14  توسط فاطمه نادرنژاد   | 

صنایع دستی .موسیقی و رقص

موسیقی و رقص در سنندج,صنایع دستی سنندج,سوغات سنندج:

پیشرفت ساخت صنایع دستی  چوبی به علت وجود چوب درختان جنگلی مرغوب  و استعداد فراوان در زمینه تعلیم و یادگیری موسیقی  موجب تبدیل شدن استان کردستان به یکی از مناطق عرضه وسایل  موسیقی، به ویژه موسیقی سنتی شده است که نمونه آن ساخت دف ، دیوان، تار، تار ،سه تار، ویولون، قانون و سنتور می باشد.سایر صنایع دستی استان عبارتند از زرگری سنتی، سفالگری ،ساخت مصنوعات چرمی ، کارد دوزی و خراطی.

daf


divan


santur

فرشهای دستباف بیجار (سنندج)

تلفیقی:

علاوه بر طرحهای نامبرده بالا که هریک برای خود دارای نامهای مشخص و معین می باشند و تاریخچه قابل توجهی دارند به مرور زمان طرحهای دیگری هم از ترکیب و تلفیق دو یا چند طرح بوجود آمده است.

farsh

از گروههای فرعی این گونه طرحها می توان طرحهای شاخه پیچ ترنجدار، سلسله ای ترنج دار، تلفیقی لچک ترنج، گلدانی بند اسلیمی، تلفیقی قاب فابی، تلفیقی دورنما، تلفیقی ترنجی دسته گل، تلفیقی سبزی کار، تلفیقی ترنجدار، تلفیقی ترنجی کف ساده، تلفیقی لچک ترنج کف ساده، تلفیقی لچک ترنج سبزی کار کف ساده وتلفیقی بندی دسته گل را نام برد.

طرحهای ایلی:

این طرحها از قدیمی ترین و اصیل ترین طرحها در فرشبافی ایران بوده است ومخلوق ذهن قالیبافان بومی است. طبیعت و محیط زندگی آنها به ساده ترین شکلی در طرح این فرشها منعکس شده است. از نقشه های منظم و مدون پیروی نمی شود و دارای زیبایی دلپسندی است.

farsh2

طراحان فرش این طرح را از منطقه ای به منطقه دیگر منتقل کرده اند چنانکه از غربی ترین نقطه ایران به شرقی ترین منطقه راه یافته است.

گروههای فرعی این طرحها اغلب منسوب به مناطقی است که طرح ابتدا در آنجا رواج پیدا کرده است و یا به نام اشخاصی است که دارای نفوذ محلی بوده اند و یا سفارش بافت آن را داده اند. نامهای معروف و قدیمی این گروه عبارتند از هیبت لو (مربوط به فارس و آباده) ، قشقایی بته ، افشاری، خاتونی، اردبیل، مزلقان ، خمسه ، ساوه، تفرش، هریس، مهربان، گوراوان، زنجان و مشکین شهر، بختیاری، کردی، یلمه، گبه(خودرنگ) ، سیستان، فردوس، سالارخانی، یعقوب خانی، سنگ چوبی، علی میرزائی، جان بیگی، جانمازی،جوین، موسی آباد، بلوچستان، ویس، قرجه، سنه و دسته گل.

هندسی:

دراین طرح از انواع اشکال هندسی استفاده می شود، معمولا خطوط زاویه دارند و بطور دورانی و قوسی شکل حرکت نمی نمایند.

farsh3

گروههای فرسی مهم این طرح عبارتند از: هندسی بندی قابی، هندسی ترنجدار، هندسی محرمات ، هندسی لچک ترنج (شاخه شکسته)، هندسی کف ساده ، هندسی خطائی، هندسی ستاره(موزاییک)، هندسی خاتم شیرازی و هندسی جوشقانی.

محرمات:

طرح محرمات به طرحهایی در فرش اطلاق می گردد که قطعاتی از یک نقشه در طول فرش تکرار می گردد و عرض فرش در متن به چند ردیف تقسیم می گردد و هر ردیف آن از رنگ و طرح مشخص از ابتدا تا انتهای فرش ادامه پیدا می کند و بطور راه راه ترسیم می گردد. این طرح در بعضی از نقاط ایران به نام قلمدانی مشهور است.


farsh4


گروه های فرعی طرح محرمات عبارتند از قلمدانی سراسری، گل ریز با زمینه یکرنگ و بته با زمینه الوان.

محرابی:

طرح اصلی محرابی از طرح محراب الهام گرفته شده است و تزئیناتی از قبیل قندیلها و ستونها و سرستونها و گل و برگها به آن اضافه شده است.

farsh5

گروههای فرعی این طرح بنامهای محرابی درختی ، محرابی گلدانی ستونی محرابی قندیلی ، محرابی گلدانی و محرابی دورنما شهرت دارد.

ماهی درهم:

این طرح در ردیف طرحهای بومی و ایلی است. بافت آن مانند سایر طرحهای هندسی ذهنی است و از روی نقشه بوجود نیامده است. خوشبختانه زیبایی این طرح ، طراحان فرش را برآن داشته است که آنرا بصورت یک طرح منظم و مدون و با حفظ ویژگیهای قدیمی آن ، پیاده نمایند.

farsh6


این طرح در بیرجند(یکی از شهرهای استان خراسان) بافته می شده و به تدریج به سایر مناطق فرشبافی ایران راه یافت. چنانکه امروز از شرق تا غرب و همچنین در نواحی مرکزی ایران یعنی از استان خراسان تا آذربایجان و همدان و اراک رواج پیدا کرده است.
گروه فرعی منشعب از آن عبارتند از : ماهی هرات ، ماهی فراهان و زنبوری، ماهی سنه یا کردستان ، ریزه ماهی یا خرده ماهی و ماهی درهم بندی.

گلدانی:

درطرح گلدانی اغلب شکل گلدان در اندازه های مختلف به چشم می خورد. گاه یک گلدان بزرگ پر از گل تمام فرش را می پوشاند. گاه چندگلدان کوچک بطور متقارن در اطراف متن و یا دنبال هم سرتاسر متن را فرا می گیرد.

farsh7


گروههای فرعی این طرح عبارتند از : گلدانی ختائی، گلدانی دوطرفه، گلدانی محرابی، گلدانی سراسری ، گلدانی ظل السلطان(گل وبلبل) ، گلدانی حاج خاتمی ، گلدانی تکراری ، گلدانی لچک ترنج و گلدانی یکطرفه.

گلفرنگ:

طرح گلفرنگ ترکیبی است از طرحهای اصیل ایرانی با گلهای طبیعی ، مخصوصا گل سرخ. در این نوع قالی از رنگهای تند و روشن مخصوصا رنگهای سرخ استفاده می شود.

farsh8


گروههای فرعی این طرح را گل سرخ (لچک ترنج) ، گلفرنگ بیجار ، گلفرنگ بیجار ، گلفرنگ مستوفی، گلفرنگ ترنجدار، گلفرنگ دسته گلو گلفرنگ گل و بلبل تشکیل می دهند.

قابی:

این طرح از قابهای چند ضلعی بوجود آمده است و از گروهای فرعی آن قابی اسلیمی، قابی قرآنی کرمان یا ستونی را می توان نام برد.

farsh9

شکارگاه:

مشخصاتی که در مورد طرحهای درختی ذکر شده در طرحهای شکارگاه نیز وجود دارد ، اما در اغلب طرحهای شکارگاه ، حیوانات وحشی در حال شکار نقش بسته شده است.

farsh10

 گروههای فرعی این طرح عبارتند از : شکارگاه درختی، شکارگاه ترنجدار، شکارگاه قابی، شکارگاه لچک ترنج و شکارگاه سراسری.

صنایع دستی کردستان

مهمترین و متداولترین هنرهای سنتی کردستان عبارتند از:
فرش، گلیم، جانماز، شالهای پشمی، لباسهای کتانی، ساخت گیوه، قلمزنی، مرصع کاری، سفالگری، زیورآلات، پولک دوزی، سوزن کاری، ریسندگی، قلاب بافی، گلدوزی، پارچه بافی، سبد بافی، تور بافی، کارهای فلزی و وسایل موسیقی را نام برد.
فرش سنندج: فرش سنندج با توجه به سبک آن، با فرشهای دیگر مناطق ایران تفاوت دارد. قدمت، کیفیت و ظرافت آن به سه قرن پیش بازمی گردد یعنی وقتی که سنندج به عنوان مرکز استان شناخته شد.
فرش بیجار: یکی از مشخصه های فرش بیجار استحکام آن است. تار و پودهای این فرش به حدی محکم است که نمی توان بسادگی آنها را از هم جدا نمود.

takhtenard

فرشهای روستایی و قبیله ای: فرشهای بافته شده در روستا بعلت با فتهای کلفت، سنگین و دارای پرزهای دراز و محکم است و به همین علت آنها را خرسک نیز می نامند.

farsh

موج بافی: موج یا پوشش رختخواب بطور گسترده ای در مناطق روستایی مورد استفاده است. و در مناطق شهری نیز می توان آنرا یافت. اصلی ترین ماده ای که در موج بکار می رود پشم است. درازای آن معمولا 2.25 متر می باشد و بصورت چهارگوش بافته شده و پهنای آن به 9.5 متر می رسد و توسط ماشین موج بافی تهیه می گردد.
جانماز یا سجاده: یکی دیگر از صنایع دستی استان جانماز می باشد. همانطور که از اسمش پیداست از آن برای خواندن نماز استفاده می گردد، همواره آنرا از آلودگی دور می دارند و پس از خواندن نماز آنرا جمع کرده و کنار می گذارند. اندازه یک سجاده در حدود 100*150 سانتیمتر است. طرحهای روی سجاده متاثر از باورهای مذهبی مردم است.
نمد بافی: نمدبافی رابطه بسیاری با تاریخچه کهن کردها دارد. نمد دارای چندین مزیت است. می توان آنرا برای جلوگیری از بروز رطوبت حرارت و سردی استفاده نمود. بعلت قطر زیاد آن بسیار مناسب برای زندگی کوهستانی در مناطق سرد کردستان می باشد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 19:37  توسط فاطمه نادرنژاد   |